صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 35
رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )
جوهر صوري أجسام يا طبيعت آنهاست كه ذاتا سيّال ونا آرام است . ثابت انگاشتن طبيعت أشياء ، مشكلاتى را در بيان نحوهء استناد حركات طبيعي به طبيعت پديد مىآورد ، كه ملّا صدرا تلاشهاى حكيمانى چون ابن سينا را در رفع آنها بي ثمر مىشمارد ، وتأكيد مىكند كه راه گريزى از آن مشكلات نيست مگر آنكه طبيعت را جوهري سيّال ومتجدّد بدانيم . حقيقت سيّال طبايع أجسام از آنجا ناشى مىشود كه أجسام از سويى حاوي مادّهء قابلى هستند كه شأني جز قوّه وتهيدستى ندارد ، واز ديگر سو تحت تأثير فاعلى محض قرار دارند كه شأنش همه افاضه وكمال بخشي است ؛ در نتيجة ، طبيعت تصوير متحرّكى پيدا مىكند كه در اثر تعامل فاعل وقابل ، پياپى وپيوسته به زيور صورتي نو آراسته مىگردد : . . . الطّبيعة جوهر سيّال ، إنّما نشأت حقيقتها المتجدّدة بين مادّة شأنها القوّة والزّوال وفاعل محض شأنه الإفاضة والإكمال ؛ فلا يزال ينبعث عن الفاعل أمر وينعدم في القابل ، ثمّ يجبره الفاعل بإيراد البدل على الاتّصال . « 1 » در ادامهء مباحث اين فصل ، تحت عنوان « عقدة وحلّ » ، اشكالى بر نخستين دليل براي حركت جوهري مطرح مىشود ؛ بدين بيان كه اگر علّت مباشر حركت وتجدّد - يعنى طبيعت - خود نيز بايد متحرّك ومتجدّد باشد ، پس سبب تجدّد آن علّت را هم بايد امرى متجدّد دانست ، وهمينطور اين سخن در سلسلهء علّتهاى پيشين جارى خواهد بود ؛ وروشن است كه اين امر يا به تسلسل مىانجامد يا به تغيّر در ذات بارى ( تعالى ) ، كه هر دو محال است .
--> ( 1 ) همين رساله ، ص 49 .